Your address will show here +12 34 56 78
یادداشت ها
امیر رضا نوری پرتو:چهارسال انتظار و دوباره «ما هوادارانِ عاشق و سینه‌چاکِ ژرمن‌ها» و تیمِ بی‌هم‌تا و محبوب‌مان…

امشب در نوزدهمین‌حضورمان در تاریخِ دوره‌های جامِ جهانی به رویارویی با تیمی خواهیم رفت که در بیش‌ترِ جام‌ها حضور داشته و همیشه رقیبی سخت و جدّی برای مدّعیان بوده و مهم‌تر آن‌که زیبا و تکنیکی و خطرناک بازی می‌کند؛ تیمِ دوست‌داشتنیِ «مکزیک»…

پس از اُفتِ نسبی‌مان در فاصله‌ی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶، تیمِ «یواخیمِ کبیر» از پایانِ «یورو ۲۰۱۶» با قدرتی شبیه به سال‌های درخشان و طلاییِ ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ کارش را دوباره آغاز کرد و در دیدارهای مقدّماتی و تدارکاتی و مهم‌تر از آن‌ها در رقابت‌های «جامِ کنفدراسیون‌ها» بسیار بسیار خوش درخشید و ثابت کرد که بی‌جهت قهرمانِ جهان نشده است. امّا متأسّفانه، «ژرمن‌ها» در دیدارهای تدارکاتی در سالِ ۲۰۱۸، آن «آلمانِ باطراوتِ ۲۰۰۶ به بعد» نبوده‌اند و با ضعف‌های تاکتیکی و گروهیِ چشم‌گیری دست‌وپنجه نرم کرده‌اند. هرچند که خیال‌مان آسوده بود و هست که «یواخیمِ کبیر» به این دیدارهای کم‌ارزش، تنها و تنها، به چشمِ دست‌گرمی‌ها و طبع‌آزمایی‌هایی برای پیاده‌سازیِ هدف‌های مهم‌تر و درازمدّتِ خود می‌نگرد. این در حالی‌ست که چه عاشقان و چه دشمنان و بدخواهان می‌دانند که: «آلمان تیمِ تورنمنت‌هاست و بازی‌به‌بازی بهتر و‌ کامل‌تر می‌شود و ترکیبِ رؤیایی و طلاییِ خود را کم‌کم بازخواهد یافت…»

در جامِ بیست‌ویکم، و روی کاغذ، هنوز بخت و اقبالِ «برزیل»، «اسپانیا» و حتّی «فرانسه» را بیش‌تر از «آلمان» می‌دانند؛ و برای «آرژانتین» و «پرتغال» هم شانسی برابر با «ژرمن‌ها» درنظر گرفته‌اند. جز «برزیل» که هنوز به میدانِ نبرد نیامده و به احتمالِ فراوان هنوز هم بختِ نخستِ قهرمانیِ این جام است، دیگر مدّعیان یک‌‌مرتبه به این آوردگاهِ سبزفام‌ گام گذاشته‌اند و بازی‌شان هم چنگی به دل نزده است. بی‌تردید اگر «ژرمن‌ها» برخی حاشیه‌های کوچکِ پدیدآمده پیرامونِ اردوی‌شان را کنار بگذارند و آن اتّحاد، نظم و هم‌آهنگیِ چشم‌نواز، آن طراوات، شادابی، شور و مهم‌‌تر از همه آن خویی وحشی و بی‌رحم در حمله‌کردن و گل‌زدن- که در این سال‌ها داشته‌اند- را با هم ترکیب کنند، هیچ‌یک از مدّعیان به گَردِ پای‌شان هم نمی‌رسند…

بیش از سی‌سال است که با افتخار دیوانه‌ و شیفته‌ی تیمِ ملّیِ فوتبالِ «آلمان» هستم و به این عشقِ جنون‌آمیز می‌بالم و همیشه هم در تورنمنت‌های جهانی و اروپایی برای هر بازیِ تیمِ محبوب‌ام قلب‌ام می‌تپد و به‌شدّت استرس دارم؛ و گاه حتّی برای این عشق و شور و نگرانیِ خودآزارانه امّا لذّت‌بخش، از سوی برخی دوستان‌ و نزدیکان‌ام دست انداخته می‌شوم. امّا همیشه، و به‌ویژه در این دوازده‌سال که «یواخیمِ کبیر» زمام‌داریِ این تیمِ باصلابت و قدرت‌مند را در دست گرفته، دل‌ام به این خوش بوده که اگر اتّفاق‌های ناخواسته پدید نیایند و برخی بازی‌کُنان که در سطحی پایین‌ترند وظیفه‌های خود را به‌درستی انجام دهند، زیرِ سایه‌ی هدایتِ «یواخیم لو»، «آلمانِ همیشه‌قهرمان» به آن بالابالاها می‌رسد و دلِ «ما هواداران» را شاد می‌کند. این‌بار هم این امید در دل‌ام زنده است و پُرنور…
سه‌روز است که جامِ جهانی همه‌ی خواب و خوراک‌ام شده و مثلِ خیلی‌ها در حال لذّت‌بردنی اساسی‌ام. امّا برای من، «جامِ جهانیِ ۲۰۱۸» از امروز عصر، ساعتِ ۱۹:۳۰ آغاز خواهد شد…

«ما ژرمن‌ها» داریم می‌آییم؛ همانندِ همیشه باانگیزه و پُرقدرت. شاید خیلی‌ها روی ما به‌عنوانِ بختِ نخستِ قهرمانی حساب باز نمی‌کنند. امّا ما در دشوارترین موقعیّت‌ها اراده را در مستطیلِ سبز هِجّی کرده‌ایم و سرافراز بیرون آمده‌ایم. «نقش‌بستنِ پنجمین ستاره‌ی قهرمانی روی پیراهن‌مان» هدفِ بزرگِ «ما ژرمن‌ها» در این جام است…
۲۲

یادداشت ها
علیرضا مجمع:«ماشینی، منطقی، منظم و بی انعطاف» این واژه‌ها را احتمالا بسیار درباره فوتبال آلمان‌ها شنیده‌اید. غلط هم نیست. نمونه‌های نظمی که ژرمن‌ها در فوتبالشان ارائه می‌دهند از تربیت آلمانی‌شان در فرهنگی می‌آید که هیچ انعطافی را در مسیر موفقیت نمی‌پذیرد. نمونه‌های این منطق و نظم در جام‌های جهانی برای فوتبال آلمان‌ زیاد است. از 1954 سوییس که بازگشتی باشکوه به تورنمت بعد از شکست تحقیرآمیز 8-3 از مجارستان داشتند و در فینال همان مجارستان را 3-2 بردند، تا نیمه‌نهایی 1970 که نبرد قرن را با ایتالیای کاتانچیو تن به تن آمدند و در آخر باختند، و نیمه نهایی 1982 و فینال 1986. نظم آلمانی وابسته به بازیکنانی بود که از ریشه ژرمن‌ها رشد کردند و بالا آمدند و قهرمان جام جهانی 1990 شدند.


دخالت سیاست در هر چیزی به جز ایجاد کثافت کار دیگری نمی‌کند. فوتبال آلمان این بزنگاه را هم پشت سرخواهد گذاشت چون به تک تک این بازیکنان برای تکرار پیروزی نیاز دارد.


اینجا اما یک اتفاق افتاد. فرو ریختن دیوار برلین در سال 1989 آن یکدستی که در فرهنگ آلمانی بود را از بین برد. مهاجران ترک و آفریقایی و آمریکایی و حتی ایرانی درسرزمین بچه‌های هیتلر. اینجا هوش ژرمن‌ها بود که به کارشان آمد. پس از یک افت فاحش در حد فاصل جام جهانی 94 تا جام ملتهای 2002 که تنها یک قهرمانی اروپا برایشان داشت، راهکاری طلایی مقابلشان آمد: استفاده از بچه‌های مستعد همین مهاجران خارجی. جام جهانی 2002 آغاز یک مسیر دلچسب شد که سومی 2006، سومی 2010 و بالاخره قهرمانی 2014 را برای ژرمن‌ها با خود داشت. ایده ابتدایی درخشان بود. استفاده از بچه‌هایی که شاید همه‌شان آلمانی نباشد، اما در کارخانه کشف استعداد احتمالا به ملیت آلمانی برای پیروزی و در مسیر بردن کمک خواهند کرد. همینطور هم شد. سامی خدیرا، مسوت اوزیل، ژروم بواتنگ که اتفاقا برادرش در تیم ملی غنا بازی می‌کند و الان ایلکای گوندوغان چند تا از این بچه‌ها هستند. فلسفه بازی اما تغییر نکرد. نظم و منطق همچنان حرف اول را می‌زند، اما این بچه‌ها خود را با این نظم وفق داده‌اند. همچنان تا دقیقه 90 و 120 مبارزه می‌کنند و تمرکز روی هدف را از فرهنگ آلمانی خیلی خوب آموخته‌اند.

***

فوتیال آلمان از این بچه‌ها استفاده کرده است برای برد. اما الان خبرهای خوبی از اردوی آلمان نمی‌رسد. هو کردن گوندوغان و اوزیل نشان از همان نگاه قبل از روند کشف استعداد آنها را دارد. ژرمن‌ها دیگر آن تیمی نیستند که بخواهند برگردند به اواخر دهه 90 و اوائل قرن جدید. پس انعطاف نداشته‌شان در بازی را باید به سکوهای تماشاگرانشان منتقل کنند. گوندوغان البته تعریف دیگری از ماجرای دیدارش با اردوغان-رییس جمهور ترکیه-دارد:« بعضی از واکنش ها بر علیه من است. طی چند سال اخیر برای افزایش ادغام کسانی مانند من که دو ملیتی هستند تلاش زیادی کرده ایم. ما فقط اهل ترکیه نیستیم. این را از پدر و مادر و خانواده خود به ارث برده ایم. ما در گلزن کرشن به دنیا آمده ایم. شهری با مهاجران بسیار زیاد! برای همین از این که به ما گفتند به قوانین اساسی این کشور احترام نگذاشته ایم شگفت زده شدم.»

دخالت سیاست در هر چیزی به جز ایجاد کثافت کار دیگری نمی‌کند. فوتبال آلمان این بزنگاه را هم پشت سرخواهد گذاشت چون به تک تک این بازیکنان برای تکرار پیروزی نیاز دارد.

روزنامه سازندگی-22 خرداد1397
۲۲۱

NO OLD POSTSPage 2 of 2NEXT POSTS